تبليغاتX
Bebin cheh ghashangeh
khosh oooomedy
بخون و بخند.........
شركت بريتيش تله كام يا همان BT ليستي از احمقانه ترين سوالاتي را كه كاربران كامپيوتري يا اينترنتي
 
اين شركت ارتباطي ازمشاوران آنها پرسيده اند منتشر كرد.

به نوشته پايگاه اينترنتي روزنامه مترو برخي از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتي خود سوال كنندگان
 
 پس از فهميدن

اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند
.
ليست احمقانه ترين سوالات

پرسيده شده به شرح زير است:

1- كاربر: كامپيوتر مي گويد هر كليدي را

(any keys) فشار دهيد اما مت نمي توانم دكمه (any)

را روي كي بوردم پيدا كنم.

2- كاربر: من نمي توانم كانال هاي تلويزيون را با مونيتورم عوض كنم.

3- كاربر: من با يك نفر در اينترنت آشنا شدم مي توانيد شماره تلفن او را براي من پيدا كنيد.

4- كاربر: اينترنت من كار نمي كند؟

مشاور: مودم را وصل كرده ايد ، همه سيم هاي كامپيوتر را چك كرده ايد؟

كاربر: نه الان فقط مانيتور جلوي من است هنوز كامپيوتر و مودم را از جعبه در نياورده ام!

5- كاربر: پسر 14 ساله من براي كامپيوتر رمز گذاشته و حالا من نمي توانم وارد آن شوم.

مشاور: رمز آن را فراموش كرده؟

كاربر: نه آن را به من نمي گويد چون با من لج كرده

6- مشاور: لطفا روي "ماي كامپيوتر" (كامپيوتر من) كليك كنيد.

كاربر: من فقط كامپيوتر خودم را دارم كامپيوتر شما پيش من نيست.

7- مشاور: مشكل شما به خاطر نرم افزار اسپاي ويري است كه روي دستگاهتان نصب شده(اسپاي در
 
 انگليسي به معني جاسوس است)

كاربر: اسپاي!؟ ببينم يعني او مي تواند از داخل موانيتور وقتي لباس عوض ميكنم من راببيند؟

8- كابر: نمي تونم ديسکتم رو دربيارم

مشاور: دکمه رو فشار بدين

كاربر : فشار دادم ولي در نمي ايد

مشاور: دكمه به راحتي تو مي رود؟

كابر: بله ؛ اما نه ، ببخشيد من هنوز ديسكت را تو درايو نگذاشته ام ، هنوز روي ميزمه.

9- كاربر: ماوس پد من سيم ندارد!

مشاور: من فكر كنم متوجه منظور شما نشدم. ماوس پد شما قرار نيست سيمي داشته باشد.

كاربر: پس چگونه مي تواند ماوس را پيدا كند؟ يعني وايرلس است؟


در يك مورد ديگر نيز مركز مشاوره مايكروسافت در انگليس ليستي از سوال هاي ابلهانه مشتريانش را
 
اينگونه منتشر كرده است.


مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟

مشتري : يک کامپيوتر سفيد...
*

مرکز : روي آيکن

My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.

مشتري : سمت چپ شما يا سمت چپ من؟
*

مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟

مشتري : سلام...من نمي تونم پرينت کنم.

مرکز : ميشه لطفاً روي

Start کليک کنيد و...

مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي!
*

مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم. هر دفعه سعي مي کنم ميگه :
 
«نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز
 
ميگه نمي تونه پيداش کنه...
*


مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم...

مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟

مشتري : نه.
*


مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟

مشتري : يه خرس

Teddy

که دوستم از سوپرمارکت برام خريده.
*


مرکز : و الآن

F8

رو بزنين.

مشتري : کار نمي کنه.

مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟

مشتري : من کليد

F

رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم گفتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته

*


مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه.

مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟

مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم.

مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد.

مشتري : باشه.

مرکز : کيبورد با شما اومد؟
 
مشتري : بله

مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديگه اي اونجا نيست؟

مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه... اون يکي کار مي کنه!
*


مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد 7 هست.

مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟
*


يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه...

مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟

مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.

مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟

مشتري : پنج تا ستاره.
*


مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟

مشتري

: Netscape

مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست.

مشتري : اوه، ببخشيد

... Internet Explorer
*


مشتري : من يک مشکل بزرگ دارم. يکي از دوستام يک

Screensaver

روي کامپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه!
*


مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟

مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم.
 
ميشه لطفاً بگيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟

مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟

مشتري : من داشتم توي

Word

کار مي کردم و دکمه

Help

رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟
*


مرکز : چه کمکي از من برمياد؟ مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم.

مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟

مشتري : خوب، من حرف

a

رو دارم، اما چطوري دورش دايره بذارم؟
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 23:41  توسط Negin | 

Jesse McCartney's Birthday:

Date: April 9, 1987
Time: 12:00 (Unknown)
Place: New York City, New York, United States


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:2  توسط Negin | 
دختر خوب
یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه

یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمیشه

یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمیمونه (نکته مهم المپیاد)

یه دختر خوب به خاطر بعضی مسائل چترش را باز نمی کنه

یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمیگه

یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه

یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه

یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره

یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه

یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمیشه

یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه باباشو انقدر تو خرج نمی ندازه

یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی

یه دختر خوب باباش هر چی بگه گوش می کنه نمیاد پیش مامانش نه نه من غریبم بازی درآره

یه دختر خوب بیشتر از 10 دقیقه توی توالت نمی مونه (نکته مهمتر از کنکور)

یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه

یه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضایع نمی کنه

یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه

یه دختر خوب خودش رو زوری توی دل کسی نباید راه بده

یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= مانی)

یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره

یه دختر خوب پشت سر حتی حیوانات هم غیبت نمی کنه

یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره جت اسکی اسکیت و امثال اون در مقابل پسرها خودداری می کنه

یه دختر خوب با 25897 نفر که تیریپ نمیریزه

یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه جنبه هم داشته باشه

یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (جوابیه)

یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه نخ سوزن پیکان 47 و امثال آن

یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند چی نمی کند

یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره و انتظار ترحم داشته باشه
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:40  توسط Negin | 
پسر خوب
يک پسر خوب امضاء گواهي نامه اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد

يه پسر خوب کمتر با اين جمله مواجه ميشود"مشتري گرامي دسترسي شما به اين سايت مقدور نمي باشد"

يه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نميره

يه پسر خوب عکس الکسندروگراهام بل رو قاب نميکنه بزنه تو اتاقش

پسر خوب پشت چراغ قرمز با ديدن يه خانم رديف چشماش مثه چراغهاي فولکس نميزنه بيرون

يه پسر خوب روزي چند بار به سازندگان ياهو مسنجر لعنت ميفرسته

يه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متريِ هيچ خانمي نميشينه

يه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشينش بوي ادکلن زنونه نميده

يه پسر خوب هيچ وقت پاي تلفن از اين کلمات استفاده نميکنه:"ساعت چند" "کي مياي" "کجا" "دير نکني يا

يه پسر خوب وقتي مياد خونه قرمزي رژ در هيچ نقطه از صورتش مشاهده نميشه

يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند

يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده اي بازي بر نمي آيد

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ ماشين نقاشي نميکشد

يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي بازي در نمي آورد

يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري خيابانهاي شهر را متر نميکند

يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود

يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند

يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبوي شده و چشمش را به آسفالت ميدزود

يک پسر خوب روزي 10بارهوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند

يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند . ( نکته کنکوري)

يک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد يساري نخوانده وبراي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند

يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نميبرد

يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند

يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگي خود باشد

يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي اصغر به او رامتين و آرش و ... بگويند

يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب زده جو گير نشده و لحاف کرسيه قرمز خال خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو خود را جر نميدهد

يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي زند تا همه سيرو پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غذا خوردن مي نمايد

يک پسر خوب تقاضاي وسايل نا مربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد

يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي کند

يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند خر و الاغ به کار نميبرد

يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي هاي نا مربوط از قبيل حراج لفظي عمه و همچين خواهر مادر هستند امتناع ميکند

يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 12 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد

يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و1 متر به بالا نميپرد

يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوي آئينه نايستاده و بزک نميکند

يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت 1) ارشاد اسلامي2) وزارت بهداشت3) وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و ... باشد

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نميرقصد تا ابروي کل خاندان رابر باد دهد

يک پسر خوب در مهماني هاي خانوادگي نوشدني هاي غير مجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت نامه رسمي و کتبي پدر محترم استعمال ميکند

يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين پيليسه دار و يا شرت مامان دوز و رکابي همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد

يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 15 تا 25 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي رساند

يک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده . . .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:36  توسط Negin | 
واژه نامه

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آب گل آلود» بگوييد: حوزه عمليات شيلات!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آتش» بگوييد: ويزاي سفر به خاكستر!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آسانسور» بگوييد: تاكسي ديواري!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آفتابه» بگوييد: انبر!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آفتابه» بگوييد: منشور!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آينه» بگوييد: ريشخندي از روبرو!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «آينه» بگوييد: من درش پيدا!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «اولاد» بگوييد: تسلي دل و آزار جان!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بچه گربه» بگوييد: نيمكت!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بربري» بگوييد: بيسكويت تركي!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بغض» بگوييد: ديباچه هق هق!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «بهشت» بگوييد: آنچه نبينيد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «پاك كن» بگوييد: مالش بر دانش!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «پاي گربه» بگوييد: پاكت!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «پرايد» بگوييد: ژيان تحت ويندوز!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «تسبيح» بگوييد: آلت عبادت!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «تلويزيون» بگوييد: ناطق نوري!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «توالت فرنگي» بگوييد: انجام!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «توالت» بگوييد: زورخانه انفرادي!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «تولد» بگوييد: نوبر حيات!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چاپلوس» بگوييد: لبخند تا اطلاع ثانوي!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چاقو» بگوييد: تو دل برو!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چاه توالت» بگوييد: انگور!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چنگال» بگوييد: قاشق تابستاني!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «چنگال» بگوييد: يكي بود، يكي نبود!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «حمام» بگوييد: پاكستان!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ختم روزگار» بگوييد: كسي كه بي‌علت سياه مي‌پوشد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «خنجر» بگوييد: هر چه از دوست رسد نيكوست!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «خواب» بگوييد: عيش بي‌نوايان!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «خياط» بگوييد: كسي كه جامه به اندازه ندوزد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «در توالت فرنگي» بگوييد: سرانجام!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دربازكن» بگوييد: تقوا!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دكتر» بگوييد: كسي كه همه را بيمار خواهد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دكمه يقه» بگوييد: دكمه عقيدتي!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دكمه» بگوييد: بستني!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دماغ» بگوييد: نفس‌كش!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دمپايي» بگوييد: منبر!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دوست» بگوييد: كسي كه ما گمان نيك بر او داريم!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «دوش حمام» بگوييد: آب چرخ‌كن!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ديسكت» بگوييد: عشق تو جيبي!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «رشوه» بگوييد: كارساز بيچارگان!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سرماي بسيار سرد» بگوييد: يخما

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سزارين» بگوييد: فنی زاده!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سيفون» بگوييد: انبر!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سيگار» بگوييد: لبو رد كن بياد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «سيم خاردار» بگوييد: ديوار تابستاني!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «شلوار كردي» بگوييد: آدم جاكن!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «شهر هرت» بگوييد: آثار باستاني!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «شيشه» بگوييد: اونورش پيدا!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «صندلي سينما» بگوييد:تا پاشي تاشه!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «عشق» بگوييد: كار بيكاران!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «غيبت» بگوييد: مشروح اخبار!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «فرزند» بگوييد: دشمن خانگي!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «قاضي» بگوييد: كسي كه همه او را نفرين كنند!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «قايق» بگوييد: كفتر!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «قسم» بگوييد: شاهد دروغ!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كارمند» بگوييد: مصيبتي در كت و شلوار!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كدو تنبل» بگوييد: گلابي خانواده!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كشتي» بگوييد: تشخيص! (ته‌ش‌خيس)

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كشمش» بگوييد: انگور بازنشسته!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كفش» بگوييد: نفربر!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «كلاهبردار» بگوييد: تولدت مبارك!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گالش» بگوييد: نفر بر پلاستيكي!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گوجه فرنگي» بگوييد: چراغ خطر آبگوشت!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گوجه فرنگي» بگوييد: چراغ قرمز آبگوشت!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «گوشتكوب» بگوييد: لهستان!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ليسانس» بگوييد: در به در!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ماتيز» بگوييد: پرايد مونگول!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ماشين» بگوييد: مراكش!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ماكياول» بگوييد: مردي براي تمام فصول!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مجرد» بگوييد: آنكه به ريش دنيا مي‌خندد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مسلسل» بگوييد: حيدر! (هي در)

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مشق» بگوييد: عمله‌گي براي استاد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مگس سمج» بگوييد: پرويز كاردان!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مگس» بگوييد: پرويز!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مگس‌كش» بگوييد: پرويز صياد!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «مگسی �ه به صورت سزارين زاييده» بگوييد: پرويز فنی زاده!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «موي گربه» بگوييد: موكت!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «نسيه» بگوييد: آنچه پس ندهند!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «وب گرد» بگوييد: عملي! (معتاد)

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «وجدان» بگوييد: شب بخير كوچولو!

زين پس به جاي واژه غريب و نامانوس «ويولن» بگوييد: ميره و مياد، خوشم مياد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 12:22  توسط Negin | 
کدوم رنگ رو دوست دارید؟

خاكستري :        گوشه گيري ، عد م فعاليت و بي تفاوتي

 

 

آبي :                نياز به آرامش كامل و خشنودي خاطر و علا قه زياد به د وستان و نزد يكان

 

 

سبز :               پشتكار و استقا مت ، قدرت اراده ، غرور و بلند پروازي

 

 

قرمز :             داشتن آرزوهاي بسيا ر ، شور و شوق زند گي ، تهور و قد رت اراده

 

 

زرد :              پيشرفت بلا مانع ، اميد به حل مشكلات زند گي

 

 

بنفش :             روحيه شاعرانه و رومانتيك ، دوستدار هنر و زيبايي ، متكي بودن بر د يگران

 

 

قهوه اي :          نيا ز شد يد به آسايش جسمي و روحي ، فعال ، علاقه ي بسيار زياد به خانواده

 

 

سياه :              بي علا قگي به زند گي ، نفي هر چيز ، بد بيني ، ناباوري و لجاج

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:32  توسط Negin | 
شغل قدیم آدمهای مشهور!!!
 آدولف هیتلرــــــــــــــــــــــــــــ دیکتاتور آلمان ـــــــــــــــــــــــــــــــ نقاش پوستر

 

آلبرت انیشتین ـــــــــــــــــــــ فیزیکدان ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ منشی اداره ثبت

 

الویس پریسلی ــــــــــــــــــ خواننده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ راننده کامیون

 

امیر کبیر ـــــــــــــــــــــــــــــــ صدراعظم ناصرالدین شاه ـــــــــــ آشپز

 

او هنری ـــــــــــــــــــــــــــــــ نویسنده ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گاوچران

 

جرالد فورد ــــــــــــــــــــــــــ رییس جمهور آمریکا ــــــــــــــــــــــ مانکن لباس مردانه

 

جیمی کارتر ـــــــــــــــــــــــ رییس جمهور آمریکا ـــــــــــــــــــــ بادام کار

 

رونالد ریگان ــــــــــــــــــــــ رییس جمهور آمریکا ــــــــــــــــــــــ هنرپیشه سینما

 

ویلیام فالکنر ــــــــــــــــــــ نویسنده ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نقاش ساختمان

 

موسولینی ـــــــــــــــــــــ دیکتاتور ایتالیا ـــــــــــــــــــــــــــــــــ روزنامه نویس

 

ساموئل مورس ــــــــــــــ مخترع آمریکایی ـــــــــــــــــــــــــــــ نقاش

 

جک لندن ـــــــــــــــــــــــ نویسنده آمریکایی ــــــــــــــــــــــــــ کارگر کشتی

 

جارلز دیکنز ـــــــــــــــــــ نویسنده انگلیسی ـــــــــــــــــــــــــــ منشی

 

ارنست همینگوی ــــــــ نویسنده آمریکایی ــــــــــــــــــــــــــــ خبرنگار

 

ویلیم شکسپیر ــــــــــــ نویسنده انگلیسی ــــــــــــــــــــــــــ هنرپیشه سیار

 

هانری فورد ـــــــــــــــــــ کارخانه دار آمریکای ـــــــــــــــــــــــــــ ساعت ساز

 

آلفرد نوبل ـــــــــــــــــــــ بنیان "ذار جایزه نوبل ــــــــــــــــــــــــ کارگر کارخانه

 

والت دیزنی ـــــــــــــــــ مخترع سینمای انیمیشن ــــــــــــــــ پادوی مغازه

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:28  توسط Negin | 
حافظ امروز / طنز
 
نيمه شب پريشب گشتم دچار كابوس

ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس

گفتم : سلام حافظ گفتا عليك جانم

گفتم : كجا روي؟ گفت والله خود ندانم

گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي

گفتم : چگونه اي ؟گفت در بند بي خيالي

گفتم : كه تازه تازه شعر وغزل چه داري ؟

گفتا : كه مي سرايم شعر سپيد باري

گفتم : ز دولت عشق
 گفتا كه : كودتا شد

گفتم : رقيب گفتا : او نيز كله پا شد

گفتم : كجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي ؟

گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي

گفتم : بگو ز خالش ‚آن خال آتش افروز؟

گفتا : عمل نموده ‚ ديروز يا پريروز

گفتم : بگو زمويش گفتا كه مش نموده

گفتم : بگو ز يارش گفتا ولش نموده

گفتم : چرا؟چگونه؟عاقل شده است مجنون؟

گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون

گفتم : كجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟

گفتا : خريد قسطي تلويزيون به جايش

گفتم : بگو ز ساقی
 حالا شده چه كاره ؟

گفتا : شدست منشي در دفتر اداره

گفتم : بگو زساقي ‚حالا شده چه كاره؟

گفتا : شدست منشي در دفتر اداره

گفتم : بگو ز زاهد آن رهنماي منزل

گفتا : كه دست خود را بردار از سر دل

گفتم : ز ساربان گو با كاروان غم ها

گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا

گفتم : بگو ز محمل يا از كجاوه يادي

گفتا : پژو‚ دوو‚ بنز يا گلف نوك مدادي

گفتم كه: قاصدت كو آن باد صبح شرقي

گفتا : كه جاي خود را داده به فاكس برقي

گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره

گفتا : به جاي هدهد‚ ديش است و ماهواره

گفتم : سلام ما را باد صبا كجا برد ؟

گفتا : به پست داده آورد يا نياورد ؟

گفتم : بگو ز مشك آهوي دشت زنگي

گفتا كه : ادكلن شد در شیشه
 هاي رنگي

گفتم : سراغ داري ميخانه اي حسابي

گفت : آنچه بود از دم گشته چلو كبابي

گفتم : بيا دو تايي لب تر كنيم پنهان

گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان

گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداري؟

گفتا : كه جاش دارم وافور با نگاري

گفتم : بلند بوده موي تو آن زمان ها

گفتا : به حبس بودم از ته زدند آنها
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:17  توسط Negin | 
فرق حمام دختر و پسر
 

ساعت ۴ بعد از ظهر


یه دختر در حمام:


۱ـ لباساشو رو درمياره٬ رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي

 

ديگه ميگذاره



۲ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه٬ جلوي آيينه مي ايسته٬ شكمش رو كه تمام

 

مدت داده بود تو٬ ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه

 

نقطه بدنش



۳ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت٬

 

مو٬ بدن٬ كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان



۴ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده٬ پرپشت كننده٬ براق كننده

 

و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده



۵ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره



۶ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ۶۰ ميشماره



۷ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه

 

تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه



۸ـ خمير ريش داداشي رو كش ميره و شيش كيلو خالي ميكنه رو ساق پا و دست

 

 و پشت لب. بعد يه تيغ بر ميداره و يا علي. آي



۹ـ موهاش رو حسابي مي چلونه٬ حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو

 

 آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده

 

 شده٬ احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه

 

ميفرسته



۱۰ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش

 

 سبز شده



۱۱ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها

 

 و موهاي زائد بي تربيت



۱۲ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب

 

ميكنه



۱۳ـ چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه



۱۴ـ ۴۸ دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه



ساعت ۸ شب




يك پسر در حمام:



ساعت ۴ بعد از ظهر



۱ـ همون طور كه رو تخت نشسته ٬ لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه

 

گوشه اتاق

 



۲ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم



۳ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ٬ فيگور

 

 راست٬ نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره٬ (اين قدوبالا رو ببين چه

 

كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه



۴ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز٬ آبي٬ بنفش



۵ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره



۶ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه

 

 به صابون



۷ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره



۸ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا



۹ـ زير دوش ميگوزه و به خاطر اكو شدن صداش تو حموم ٬كر كر ميخنده



۱۰ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده٬ آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش



۱۱ـ چاه حموم رو هدف گيري ميكنه و ميشاشه توش



۱۲ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو

 

ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه



۱۳ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو

 

اتاق



۱۴ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ۲ دقيقه اي لباس مي پوشه



ساعت ۴:۱۵ بعد از ظهر

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:34  توسط Negin | 
شماره ی چندی از بچه های رپر..................................حال کنین
شماره ی تتلو...هیچکس....پیشرو....................

 

دلت میاد کپی کنیو نظر ندی!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:34  توسط Negin | 
کاریاتور.....................

 

دیدین به قولم عمل کردم...................

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:14  توسط Negin | 
کاریکاتور..........

 

نترسین پرسپولیسشم میرسه

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 19:31  توسط Negin | 
یه چیز دیگه....
 http://payamsapordah.persiangig.com/vb/sanjeshvazn.swf

 

اگه می خواین بینید چاقین یا لاغر کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 19:7  توسط Negin | 
اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید که ........
 
1: ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!
 
 
2: حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می
 
 گفت پیف پیف بو می ده!
 
 
 
3: تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند ))))!
 
 
4: تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ
 
ماده هم تحویلشون نگرفته!!
 
 
 
5: توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی
 
نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره
 
 
 
 
6: تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ )
 
 و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش )))))))
 
 
 
7: از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب
 
نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با
 
 آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه
 
 
8: می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید
 
 یه عمر ناز کش باشه
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:25  توسط Negin | 
نامه به یک پدر..............
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که

تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به

 روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش

داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو

خوند :پدر عزيزم،با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من

مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي

 يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با

Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون

رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ،

لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي

بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به

من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي

جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک

داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي

حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون

رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي

که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي

خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا

کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من

 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم

 که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت

رو ببيني.با عشق،پسرت.John

پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم

تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا

چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه.

دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 15:5  توسط Negin | 
چند تا جک....
بزرگترین دشمن بشر پوله پوله پوله....... .....هرچی دشمن داری بده بیاد خودت رو راحت کن

 

لره ميخواسته سوار گاوش بشه هي گاوه ميگه مو موو، لره ميگه خفه شو اول مو بعد تو

 

بي تو آنلاين شبي باز از آن روم گذشتم ... همه تن چشم شدم دنبال آيدي تو گشتم... شوق ديدار تو لبريز شد

 از کيس وجودم .... شدم آن ديوانه که بودم .... وسط صفحه دسکتاپ .... روم ياد تو درخشيد .... دينگ صد

پنجره پيچيد ... شکلکي زرد بخنديد .... يادم آمد که شبي با هم از آن چت گذشتيم ... روم گشوديم .... و در ان

پي ام دلخواسته گشتيم

 

اصفهانیه به پسرش میگه: برو براي ناهار از خونه همسایه دو تا نون بگیر، پسره میره و برمی‌گرده ميگه:

 بابا همسایه نون نداد، اصفهانيه شاكي مي‌شه و میگه: اه اه، خاك بر سر خسیسش كنن، برو از توی یخچال

 خودمون دوتا نون بیار.

 

 

انواع دختر : ۱۳ ساله : ببو ۱۷ ساله : لیمو ۲۲ ساله : هلو ۲۹ ساله : آلو ۳۵ ساله : لبو ۴۵ ساله :

 کدو ۵۵ ساله : لولو

 

 

تركه ميره توي مانور شركت مي كنه. از هواپيما مي پره پايين ولي چترش باز نمي شه. مي گه خدا رحم كرد

 مانوره

 

 

صبح ها نمی تونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم.


ظهرها نمی تونم ناهار بخورم چون دوستت دارم.


شبها نمی تونم شام بخورم چون دوستت دارم


شبها نمیتونم بخوابم...چون گرسنمه!!!

 

 

ترکه زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه

 

آقا شما ترکی؟ میگه آره. میگه برو صندلی جلو بشین! 

 

 

شعار جديد 22 بهمن: 22ليتر بنزين 22ليتر بنزين ريختيم تو موتور گازي رفتيم دختر بازي الله ياور ماست

 110 دنبال ماست:ِ

 

 

روز يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه

 يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار

ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك كردم .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:5  توسط Negin |